ديشب عرش و فرش يكي شدند
آن شب، كه بايد شكوائيه هجران را در نورديد و به اميد وصل و ديدار بيدار نشست و از جام طهور«سلام» تا مطلع فجر سرمست بود، اگر شب هاي قدر نيست پس كي است؟
آن شب كه شاعر حافظ قرآن با الهام گرفتن از قرآن آن را«شب وصل» ناميد و نامه هجران را در آن شب طي شده و پايان يافته دانست، اگر شب هاي قدر نيست پس كي است؟ شبي كه بايد در عاشقي ثابت قدم بود، در طلب كوشيد، بيدار ماند، ديدار جست، احيا گرفت، به نيايش پرداخت، دانايي طلبيد و ... اشك ريخت، اگر شب قدر نيست پس كي است؟
اگر ديشب آن شب نبود كه مي بايست براي دل و از ته دل گريست پس كي است؟ اگر ديشب عرش و فرش معاشقه نكردند پس... واي بر عشق.
به این مقاله امتیاز دهید



del.icio.us
Digg
Donbaleh.com
دیدگاه ها ( ارسال شده):
نظر خود را ارسال نمایید