صفحه اصلی | اجتماعی | انتقاد از ساکنان اراضی اشغالی در شرایط فعلی مردود است

انتقاد از ساکنان اراضی اشغالی در شرایط فعلی مردود است

اندازه قلم: Decrease font Enlarge font
image

امروزه کسانی علیه ساکنان اراضی اشغالی شعار میدهند که تا دیروز حتی یکبار سابقه نداشت که خود رژیم صهیونیستی را مورد کوچکترین انتقادی قرار دهند. دشمنی با مردم آمریکا و اسرائیل، توطئه علیه اسلام است

سخنان معاون محترم رئیس جمهور در خصوص دوستی با مردم آمریکا و اسرائیل موجب واکنش شخصیتها و محافل سیاسی گردید. رئیس مجلس در جمع سفرای خارجی اظهار داشت "ما با مردم اسرائيل دوست نيستيم و ايران براي خود منطق مشخصي دارد كه همان چيزي است كه مقام معظم رهبري بيان فرمودند. "
متعاقب آن دویست تن از نمایندگان محترم مجلس طی بیانیه ای اعلام کردند که " كساني كه آنها را مردم اسرائيل مي نامد همان اشغالگران خانه هاي ميليون ها فلسطيني مظلوم و آواره هستند و همان كساني هستند كه بدنه ارتش رژيم صهيونيستي را تشكيل مي دهند و همان كساني هستند كه يازده هزار زن و مرد و كودك فلسطيني را در سياه چال ها شكنجه مي نمايند و همان كساني هستند كه رژيم غاصب نامشروع صهيونيستي را به وجود آورده اند."
این ارزیابی حق مطلب را ادا نمیکند.
درآستانه حمله اسرائیل به لبنان، در 24 ژوئیه 2006 هزاران جوان اسرائیلی در میدان رابین در شهر تل آویو دست به تجمع زدند و به این حمله اعتراض کردند. شعار این تظاهرات این بود "نه کشتن، نه مردن، بخاطر صهیونیسم" و ""نه کشتن، نه مردن، در خدمت آمریکا." ویژه گی بارز این تظاهرات در مقایسه با قبل، شرکت وسیع سازمانهای مردمی عرب ازجمله "حداش" و "بلد" در کنار جوانان اسرائیلی بود.
مردخای وانونو این رادمرد اسرائیلی، به جرم افشای برنامۀ تسلیحات اتمی اسرائیل به خیانت محکوم شد و 18 سال در زندان بسر برد که 11 سال آن انفرادی بود. او به هنگام خروج از زندان در تاریخ 19 آوریل 2004 اظهار داشت: "من نه خائن هستم نه جاسوس. فقط میخواستم دنیا بداند چه میگذرد." وانونو در مورد دولت اسرائیل میگوید : "نیازی به دولت یهودی نداریم. احتیاج به یک دولت فلسطینی است."
این هزاران بعلاوه یک، دوستان ما هستند.
مردم انقلابی ویتنام آخرالامر بهترین یاران خود را در میان همان سربازانی یافتند که علیه شان میجنگیدند. پیوستن خیل عظیم این سربازان به طغیان مردم آمریکا علیه جنگ بود که به پایان یافتن جنگ ویتنام منجر شد. سرباز آمریکایی از فرمان مافوق سر پیچی کرد، جوان آمریکایی به جبهه نرفت و جبهه رفته مدال شجاعت خود را سوزاند.
در آن زمان ملت بزرگ آمریکا درخشید.
سی سال مبارزه مردم ویتنام آن دستاورد را به ارمغان آورد. این بار قرعه به نام مردم قهرمان عراق اصابت کرد که با مقاومت جانانۀ خود مانع فاجعه ای شدند که همه بشریت را تهدید کرد. واقعه 11 سپتامبر 2001 موقعیتی را بوجود آورد که ظرف کمتر از یک ماه به افغانستان حمله ور شدند. تهاجم به منطقه با جنگهای صلیبی مقایسه شد. دکترین جنگ پیشگیرانه تجویز گردید. محور شیطانی ایران-عراق-کره شمالی اعلام شد و در تاریخ 9 ژوئن 2002، چند ماه پس از اشغال افغانستان، رئیس جمهور آمریکا در جمع افسران دانشگاه نظامی وست پوینت، از آنان خواست تا "برای حمله به گوشه های تاریک جهان" آماده گردند. در ماه مارس 2003 به عراق حمله شد. ارتش مهاجم بسرعت کشور را اشغال و حکومت را سرنگون کرد. مقاومت چندانی صورت نگرفت. تا جائیکه رئیس جمهور آمریکا دوماه بعد و اینبار بر عرشۀ ناو هواپیمابر یو اس اس ابراهام لینکلن، پایان درگیریها و پیروزی آمریکا در جنگ را اعلام کرد.
جهان بکام نظامیگری کاخ سفید میگشت.
با آنکه تمام نیروهای مسلح عراق تجزیه و متلاشی شد اما نیروهای نظامی سازمان مجاهدین خلق "تحت الحمایه"، مسلح و آماده حفظ شدند. در ایران موج تشنج کشور را فرا گرفت. تظاهرات تحریک آمیز خیابانی نیمه شبها برگزار شد. اتوبوس ها به آتش کشیده شدند. درگیری جناحی بالا گرفت. اینجا بود که حضور میلیونی مردم چون آب بر این آتش عمل کرد و اعتماد بنفس انقلاب بازگشت. با این همه، تنشها و درگیری در دالان های حکومتی ادامه یافت تا جائیکه در اول فوریه 2004، 123 نماینده مجلس استعفا دادند و گروه مقابل را به توسل به "اسلام طالبانی" متهم کردند. در این زمان روزنامۀ نیویورک تایمز مینویسد "موقعیت سیاسی ایران به سرعت به سمت هرج ومرج میرود."
ادامۀ اشغال عراق به موج مقاومت مردم این کشور منجر شد. زمینه برای شکست نظامیگری واشنگتن فراهم گردید. پس زدن این تهاجم موجب تجدید حیات نیروهای انقلابی در کل منطقه گردید. تلفات ناتو در افغانستان بالا گرفت. یورش 33 روزۀ اسرائیل به لبنان ناکام ماند. چنگال اسرائیل بر غزه سست گردید. در ایران این تجدید حیات در قالب پیروزی دکتر احمدی نژاد در انتخابات خود را نمایان ساخت.
رایحۀ خوش 22 بهمن بار دیگر فضای کشور را پر کرد.
اکنون زمزمۀ تعیین تاریخ خروج ارتش متجاوز از عراق به گوش میرسد لذا سرنوشت دولت صهیونیستی موضوع بحث تمام محافل سیاسی شده است. از این جهت بحث کنونی سرشتی واقعی دارد و از اهمیت ویژه ای بر خوردار است و بایستی به آن دامن زده شود. اظهارات معاون محترم رئیس جمهور پاسخی به این نیاز بود. اگر اظهارات ایشان اشتباه بود، توضیحات یک نماینده کافی میبود، چرا 200 نفر؟ انقلاب ایران از تحدید آزادی بیان سود نمیبرد. روی سخن با کسانی نیست که از آمال انقلابی مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل ادوات کسب ساخته اند، چرا که در جایی که منافع مطرح است، منطق ناتوان است. سخن با کسانی است که بدنبال چگونگی حصول این آمال انقلابی هستند.
استقرار رژیم نژاد پرست اسرائیل مرحمی بر پیکر امت ستم دیدۀ یهود نبود بلکه خنجری در پشت آن بود. محو رژیم صهیونیستی از صفحۀ روزگار موجب صلح در منطقه خواهد بود و لذا یک پیشنهاد صلح است. در این پیشنهاد ذره ای دشمنی علیه هیچ مردمی وجود ندارد. علی الخصوص مردم اسرائیل. چرا که برقراری صلحی پایدار در منطقه بدون شرکت گستردۀ مردم اسرائیل قابل تصور هم نیست. در این راستا جلب حمایت مردم اسرائیل یک وظیفۀ انسانی است. آوای دوستی با مردم آمریکا و اسرائیل پیشبرد همه جانبۀ آرمانهای انقلاب اسلامی را در خود دارد.
سیاست مهرورزی در این شرائط مطلوب، راه به جلو را نشان میدهد.اما باید دید چه چیزی علت اصلی انتقادات از رحیم مشایی و متعاقب آن انتقاد از رئیس جمهوری است که علمدار مبارزه با صهیونیسم در جهان بوده و هست؟ بی شک کسانی که امروز در تریبون های رسمی و دولتی و روزنامه های مشکوک سخن از دشمنی با ملت اسرائیل می زندد، تا دیروز حتی جرات نداشتند اصل رژیم صهیونیستی را محکوم کنند. علت اصلی این همه واکنش های مغرضانه را فقط می توان در مصالح اقتصادی آن عده ای یافت که با دامن زدن به این مساله قصد دارند رئیس جمهور و همراهان وی را تحت فشار قرار داده و امتیازات از دست رفته سیاسی و اقتصادی خود را باز یابند

 

ارسال مقاله به:Add to your del.icio.us del.icio.us |Digg this story Digg |Add to your Donbaleh.com Donbaleh.com | AddThis Social Bookmark Button

دیدگاه ها ( ارسال شده):

نظر خود را ارسال نمایید comment

آیا این نظر بوسیله کاربر واقعی ارسال می گردد؟

  • email توصیه مطلب به دوستان
  • print نسخه چاپی
  • Plain text صفحه بدون گرافیک
به این مقاله امتیاز دهید
0