قاتل «فريبا» به زندگي برگشت
به گزارش سرویس احتماعی قدس مردي كه زنش را در غرب تهران قرباني خشم خود كرد، در صورت اجراي شرط پدر داغدار به دار آويخته نمي شود. به گزارش ايسكانيوز، در آخرين نشست رسيدگي به اين پرونده كه هفتم مهر ٨٦ در شعبه ٧٤ دادگاه كيفري تهران به رياست قاضي «حسيني كوه كمره اي» برگزار شد، ابتدا نماينده دادستان به تشريح كيفرخواست پرداخت. دلداري اعلام كرد: مدرك هاي موجود نشان مي دهد علي ٣٨ ساله، بامداد ١٤مهر ١٣٨٥ همسرش فريبا را در خانه خود (شهرك دانشگاه) خفه كرد.
وي افزود: اكنون باتوجه به اعتراف مجرم، درخواست اولياي دم و همچنين جوابيه پزشكي قانوني، براي متهم اشد مجازات را مي خواهم. اما پسر و دختر «فريبا» وقتي رو به روي پنج قاضي شعبه ٧٤ ايستادند، گفتند: «از خون مادرمان مي گذريم و ديه مي خواهيم.»
نوبت «علي» كه رسيد، جنايت را گردن گرفت: «از زندگي با فريبا خسته شده بودم. مدام با من دعوا داشت و روزگارم را سياه كرده بود. آن روز چندين قرص در آب حل كردم و خوردم تا خودم را براي هميشه خلاص كنم. همان موقع سنجاب پسرم به طرفم آمد و من عصباني شدم. داد و فرياد كردم كه فريبا سررسيد و درگيري بالا گرفت. بعد يك «كش»را كه گوشه اتاق افتاده بود، دور گردن زنم پيچيدم. جانش كه درآمد، رگ دست خودم را زدم اما زنده ماندم».
قاضي : اختلافت با فريبا سرچه بود؟
سال ها بود كه دعوا داشتيم و مشكلات مالي، دردسرهايمان را بيشتر كرد.
قاضي: چرا زنت را طلاق ندادي؟
بارها تصميم به طلاق گرفتم و حتي موضوع را به مادرزنم گفتم، اما به خاطر بچه ها قبول نمي كرد.
قاضي : چرا بعد از جنايت، رگ دستت را زدي؟
من از اول هم قصد خودكشي داشتم. به همين دليل قرص خوردم و كنترلم را از دست داده بودم كه با فريبا درگير شدم.
در آن هنگام، پدر فريبا بلند شد و علي را دروغگو خواند و گفت: اين مرد با نقشه قبلي، دخترم را كشت. او حتي پس از جنايت مي خواست جنازه را با ماشينش به بيرون شهر ببرد كه حالش به هم خورد و نتوانست. قاضي حسيني كوه كمره اي و چهار مستشار شعبه ٧٤ وارد شور شدند و براي اين فرد حكم مرگ صادر كردند. گزارش ايسكانيوز مي افزايد: حكم به تاييد ديوان عالي كشور رسيد و براي اجرا به دادسراي ناحيه ٢٧ فرستاده شد. اما تلاش قاضي عصمت الله جابري رئيس واحد صلح و سازش دادسراي جنايي تهران و همكارش پورمكري نتيجه داد و پدر مهربان فريبا، حاضر شد داماد پيشين خود را به شرط پرداخت «ديه» به نوه هايش ببخشد.
وي افزود: اكنون باتوجه به اعتراف مجرم، درخواست اولياي دم و همچنين جوابيه پزشكي قانوني، براي متهم اشد مجازات را مي خواهم. اما پسر و دختر «فريبا» وقتي رو به روي پنج قاضي شعبه ٧٤ ايستادند، گفتند: «از خون مادرمان مي گذريم و ديه مي خواهيم.»
نوبت «علي» كه رسيد، جنايت را گردن گرفت: «از زندگي با فريبا خسته شده بودم. مدام با من دعوا داشت و روزگارم را سياه كرده بود. آن روز چندين قرص در آب حل كردم و خوردم تا خودم را براي هميشه خلاص كنم. همان موقع سنجاب پسرم به طرفم آمد و من عصباني شدم. داد و فرياد كردم كه فريبا سررسيد و درگيري بالا گرفت. بعد يك «كش»را كه گوشه اتاق افتاده بود، دور گردن زنم پيچيدم. جانش كه درآمد، رگ دست خودم را زدم اما زنده ماندم».
قاضي : اختلافت با فريبا سرچه بود؟
سال ها بود كه دعوا داشتيم و مشكلات مالي، دردسرهايمان را بيشتر كرد.
قاضي: چرا زنت را طلاق ندادي؟
بارها تصميم به طلاق گرفتم و حتي موضوع را به مادرزنم گفتم، اما به خاطر بچه ها قبول نمي كرد.
قاضي : چرا بعد از جنايت، رگ دستت را زدي؟
من از اول هم قصد خودكشي داشتم. به همين دليل قرص خوردم و كنترلم را از دست داده بودم كه با فريبا درگير شدم.
در آن هنگام، پدر فريبا بلند شد و علي را دروغگو خواند و گفت: اين مرد با نقشه قبلي، دخترم را كشت. او حتي پس از جنايت مي خواست جنازه را با ماشينش به بيرون شهر ببرد كه حالش به هم خورد و نتوانست. قاضي حسيني كوه كمره اي و چهار مستشار شعبه ٧٤ وارد شور شدند و براي اين فرد حكم مرگ صادر كردند. گزارش ايسكانيوز مي افزايد: حكم به تاييد ديوان عالي كشور رسيد و براي اجرا به دادسراي ناحيه ٢٧ فرستاده شد. اما تلاش قاضي عصمت الله جابري رئيس واحد صلح و سازش دادسراي جنايي تهران و همكارش پورمكري نتيجه داد و پدر مهربان فريبا، حاضر شد داماد پيشين خود را به شرط پرداخت «ديه» به نوه هايش ببخشد.
به این مقاله امتیاز دهید



del.icio.us
Digg
Donbaleh.com
دیدگاه ها ( ارسال شده):
نظر خود را ارسال نمایید